عشق من لینوکس

امانوئل و بقیه‌ی همکارانش به خاطر مشکل کوچکی بایستی بعداظهری در دفترشون می‌موندن در حالی که خیلی راحت می‌توانستند از اون بیرون برن! مشکل در آهنی بود  که تازه نصب شده بود و فقط از داخل باز می‌شد. از صبم هر چی به قفل ساز زنگ می‌زدن با پیغام ” صندوق پستی پر هست و… ادامه خواندن عشق من لینوکس